صفحه 55

اگر من آتش قدرت بتوانم در نظم و انضباط جدیدی با انتخاب و اشتیاق انسان در تکامل از آگاهی به خالق رسیدن را بوجود بیاورم دیگر هیچ وقت درون زمین به استفراغ و تهوع و بالا آوردن مواد مذاب به سطح زمین و بخار شدن کلیه آبها و موجودات ضد طبیعت که حاصل روح غیر عادی کشته شدن شما می باشد نخواهد بود و با سرد شدن خورشید کره زمین هم مانند مریخ به نقطه ای سرد و بدون حیات تبدیل نمی‌گردد و حیات در کره زمین آنقدر ادامه پیدا می کند تا خالق متوجه این دگرگونی توسط انسان و آتش قدرت شود و بعد تصمیم برای هدیه ای به وسعت قدرتمندی بیشتر ونمایندگی هر انسان برای هدایت سیاره هایی را ، به انسان و حیوان بعد از تکامل انتقال در قدرت و لذتی پایدار خواهند داد.

فصل چهارم

مطالب علمی و ابتدایی که تمام هفت فصل کتاب را در شکل کلی و ساده اثبات عقلانی می کند /////////////////////////////////////////// اتش قدرت یکی از تاییدات که مربوط به همین فصل علمی کتاب می کند علم پزشکی امروز انسان است که او ، نیاز به این علم را در زندگی آتش پرستی امروز انسان می داند چون همه حماقتهای انسانی را هماهنگ با فریب و اعتیاد ابتدایی انسان و دوستی با آتش می شناسد و اما انسان در شروع و بخصوص در مراحل دوم و سوم  تربیت تکامل یافته کودک ، و در زمانی که هنوز به قدرتمندی ایده آل نرسیده است از پزشکی و هر نوع معالجه شیمیایی از طریق داروی از آتش در آمده بی نیاز می داند و معتقد است انسان و حیوان از طریق واکسن و اعمال ابتدایی که انسان برای خطرات و جلوگیری از مشکلات آینده کودک استفاده می نماید شروع ضعیف شدن تمام اعضای بدن را برای احتمال بیماری در یک نقطه بوجود می آورد و این اقدام در زندگی در کنار آتش مفید است و هماهنگ با بقیه اعمال غلط انسانی اما در زمان ایده آل شدن زندگی انسان بدون آتش ، که سیاستمداران به کمک برنامه ریزی و ایده آل سازی ٣۶٪‏ کره زمین در ۵٠ سال اول باید از حرکت و زندگی با خوراکی‌هایی که طبیعت به انسان میدهد عوامل پیشگیری از بیماری را برای این نوع انسانهای آینده کره زمین ایجاد نمایند و یا در بیمار شدن اگر می توانند از طبیعت به معالجه شدن دست یابند و در غیر اینصورت اگر بخواهند مواد شیمیایی روی بیماری خود بریزند ١- روش آتش پرستی و بدترین نوع آن یعنی خون و آلودگی هایش را باید ادامه دهند و بیمارستانها را که یکی از مراکز آتش پرستی می باشد حفظ نمایند٢- از مرگ باید بترسند و در نتیجه به برگشت روح در کالبد جدید انسان و یا حیوانی علاقه مند نشوند و نباشند ٣- باید ضد طبیعت ، که روح انسان به شکل میکروب در بدن بیمار است را ، نوعی اسید روی آن بریزند و تعداد زیادی روح اسیر شده در کالبدی را ، که نامش میکروب است را نابود نمایند و درنوعی جا به جایی ، در کالبدی و یا بخشی دیگر در طبیعت ضد طبیعت را وارد کنند به این علت در تکامل انسان علم پزشکی و نیازمندی هیچ انسانی و حیوانی به همدیگر و حتی از نوع ضعیف شدن به دلیل بیماری مفهومی ندارد و مرگ در تکامل درخواستی اتش یعنی شروعی دوباره  در کالبدی جدید می باشد و حتی نیازی به توقف همه انسانها و حیوانات برای پرستاری و صدها موجود اسیر شدن و توقف ندارد و مرگ نوعی زیبایی از یک جفت گیری جدید و تولدی جدید می باشد و بیماری که قرار است با طبیعت درمان نشود حتی با بیماریهایی که مواد شیمیایی می تواند هر نوع تاثیری روی آن بگذارد باید انسان دوری نماید و اتش را حتی اگر به انسان و یا حیوان طول عمر میدهد از چرخه و گردش طبیعت دور نماید و به این تک تا می با برسد که همه آتش حتی در شکل شفا و درمانی یک کلاهبرداری تاریخی توسط آتش قدرت فقط به منظور روشنایی اندیشه بوده است حیوان وانسان به دلیل فهم موضوع ، با نخوردن غذا و ضعیف شدن بیشتر و جدایی خود از شادی و لذت گروه دوستانش جسم خود را به خاک و درختی در گوشه ای از طبیعت تحویل می دهد چون بلافاصله خود را در نو و جدید شدن می داند چون آتشی در اطرافش نمی بیند که ترس و دلهره از مرگ را در او پدید بیاورد چون این مرگ و کالبد موجود خود را هیچوقت نوعی برتربین حیوان شدن دوباره یا انسان شدن دوباره و یا هر چیز دیگر نمی باشد چون همه حیوانات و انسانها در تکامل برابر و همه یکسان می باشند ریاضیات در بخش احتمالات در شکلی در ساده‌ترین حالت علمی اثبات می‌کند که تکرارها و تجزیه ها در تمام موارد در طبیعت وجود دارد روز و شب و خوردن و خوابیدن و هزار بار اعمالی را در شکل طبیعی انجام دادن همه و همه در صد در صد در طبیعت گردش از دایره را در یک بی انتها نشان می دهد و اثبات قطعی در تکرار در تولد و مرگ ها و تبدیل شدن ها را به ما نشان می دهد تجزیه و نابود نشدن هیچ چیز و فقط تغییر شکل دادن تمام عوامل طبیعی باز در دگرگونی موجودات به یکدیگر را مانند تجزیه درختی در خاک و تبدیل شدن همه هر آنچه از آن وجود دارد به درخت و یا گیاهان کوچکتر و بزرگتر و متفاوت باز هم در شکل علمی و حتی در شکل نوعی عدالت در تبدیل شدن قورباغه ای به یک انسان و یا مورچه ای به یک فیل و یا زن و مردی به یکدیگر را نشان می دهد و قطعیت در شکل علمی و در نوعی انصاف و برابری و عدالت را اثبات عقلی می کند یعنی موجود کوچک و یا ضعیف هم بتواند بزرگی و قدرتمندی و توانمندی موجودی دیگری را بشناسد و عواملی را که به او می گذرد را شناسایی کند و لذت او را در کالبدی دیگر حس نماید اگر غیر از این حالت به هر نوع پدیده دیگری تفکر کنید شاهد بی عدالتی و یا نوعی بی قانونی و ناهماهنگی و حتی دیوانگی را در آفرینندگان ما خواهید دید.