صفحه 55

فصل چهارم

مطالب علمی و ساده در اطراف انسان که حقیقت آفرینش و تولد کره زمینیان را آشکار می کند و مطابقت با عقل دارد و انسان با دانستن آنها بی نیاز از پذیرش ناشناخته ها برای یافتن سرنوشت در بعد از مرگ خواهد بود و تمام شش فصل کتاب را اثبات عقلانی می کند ، مطالب در کلیات در این فصل است. 

 اتش قدرت تایید می کند که با هدف به زندگی موجودات کره زمین در دوره ای از تاریخ اضافه شده است و انسان را به فکر کردن در متمرکز و ثابت شدن در اطراف شعله های آتش علاقه مند و متوقف کرده است. اندیشمند و روشن کردن بخشی از مغز انسان ، آرام آرام این حیوان را که مانند دیگر حیوانات اندیشه خاموش داشت به تکاپو و فعالیت مغزی وادار ساخته است . عقل و علم چگونه این موضوع را اثبات می کند ؟ ١- فعالیت بخش اندیشیدن انسان با توجه به آتش آغاز شد و تمام مطالب علمی و عقلی و تایید شده ، این موضوع را به نام کشف آتش نام گذاری کردند. در این کتاب اثبات میشود حمله آتش حقیقت اصلی و با دلیل بوده است. موضوع کشف و یا حمله آتش و یا درست بودن حمله و یا کشف و یا هر دو موضوع با هم شامل یک اتفاق بوده است و انتخاب هر کدام در شکل کلمه مهم در نتیجه نخواهد بود و اما اندیشه و فعال شدن آن از تاریکی و از مخفی بودن به فعال شدن قطعا دلیلش آتش است . اگر شعله آتش بوجود نمی آمد هیچوقت ، هیچ علت دیگری نمی توانست  تا به امروز اندیشه انسان را فعال نماید. اگر انسانی بتواند به جز شعله های آتش ، موضوع دیگری را در تاریخ یافت کند که توانسته باشد اندیشیدن را به اعمال و کردار انسان مرتبط عقلانی و علمی نماید ، در آن تمام این کتاب و تأییدات آتش قدرت باطل بود آتشفشان و خورشید به عنوان دو عامل گرما ، بخشی از طبیعت قابل رویت می باشند و حتی تا به امروز ( اگر از آتش به عنوان واسطه استفاده نمی گردید ) در بهره برداری انسان در جهت روشنایی اندیشه قابل استفاده نبود به جز آتشفشان و خورشید که در شکل قابل رویت و دیدار در طبیعت قابل مشاهده هستند ، اندیشه و وسایل ایجاد آتش و شعله ور کردن آن در طبیعت همه مخفی و در درون اجسام و یا معادن و یا درون زمین در اشکال مختلف کار گذاشته شده است و بهره برداری از هر کدام آنها ، فقط با روشن و فعال شدن اندیشه و ثابت و‌ متمرکز شدن انسان ممکن می باشد٢- متفاوت بودن آنچه که از آتش بوجود می آید و به سادگی و بدون آنکه صدمه ای به طبیعت نزند ، نمی تواند تجزیه شود و به استفاده در جهت رفاه و عادتهای انسان تبدیل شده است دلیل دیگری برای شناخت دو قدرت متفاوت توسط عقل است. ٣ – ورود آتش و اندیشیدن و نبودن هیچ نوع شعله ای از آتش ، که قبل از اندیشمند شدن انسان در طبیعت ، بتواند انسان را ثابت و مترکز کند در طبیعت یافت نمی شود ، مفهوم ساده و گویای آن و بخصوص با سرمای پاییز و زمستان ، اثبات می کند که تمام تدارکات برای حرکت و گرم شدن انسان با دلیل فعالیت جسمی و بی نیازی برای متمرکز شدن تدارک ابتدایی داشته است و کاملا جدایی و تفاوت آتش بعد از آفرینش کره زمین و متفاوت از آب و خاک بودن را به سادگی می توان پی برد. یکی از تاییدات آتش قدرت که مربوط به علم پزشکی امروز انسان است نیازمندی انسان به این علم را در زندگی با آتش و توجه به تمرکز و ثابت شدن انسان می داند و همه حماقتهای انسانی را هماهنگ با فریب و اعتیاد ابتدایی انسان و دوستی با آتش می شناسد و اما انسان در شروع و بخصوص در مراحل دوم و سوم  تربیت تکامل یافته کودک  در ١٧۶ سال بعد و ٢۶۴ سال دیگر ، و حتی در زمانی که هنوز به قدرتمندی ایده آل نرسیده است از پزشکی و هر نوع معالجه شیمیایی از طریق داروی از آتش در آمده را بی نیاز می داند و معتقد است انسان و حیوان از طریق واکسن و اعمال ابتدایی که انسان برای خطرات و جلوگیری از مشکلات بهره برداری از انواع آتشها در اطراف کودک پرکنده کرده است از گوشت خواری و تولید میکروب در نیاز به ختنه تا تمام بیماریهای بزرگ سالی برای خطرات جلوگیری از صدمه های مختلف برای آینده کودک برای بی تاثیر شدن مشکلات آتش و تمرکز علم پزشکی استفاده می نماید و تمام شروع ضعیف شدن اعضای بدن را برای احتمال بیماری در یک نقطه بوجود می آورد و این اقدام در زندگی در کنار آتش مفید است و هماهنگ با بقیه اعمال غلط انسانی در زندگی و وابستگی به اتش مفهوم دارد اما در زمان ایده آل شدن زندگی انسان بدون آتش ، که سیاستمداران به کمک برنامه ریزی و ایده آل سازی ٣۶٪‏ کره زمین در ٨٨ سال اول باید از حرکت و زندگی با خوراکی‌هایی که طبیعت به انسان میدهد عوامل پیشگیری از بیماری را برای این نوع انسانهای آینده کره زمین ایجاد نمایند و یا در بیمار شدن کودک از طبیعت به معالجه شدن دست یابند و باید از عوامل و طبیعت گسترده ، که در خلقت آب و خاک پیشگیری می باشد کمک گرفته شود  و در غیر اینصورت اگر بخواهند از مواد شیمیایی برای درمان استفاده نمایند ١- بخشی از آتش پرستی و بدترین نوع آن یعنی خون و آلودگی هایش را باید ادامه دهند و بیمارستانها را که یکی از مراکز آتش پرستی می باشد حفظ نمایند و تکامل به هیچ عنوان حتی اگر یک واکسن ساخته شود غیر ممکن خواهد بود ٢- اگر پزشکی وجود داشته باشد و یا حتی از نوع پزشکی گیاهی از مرگ باید انسان تکامل یافته بترسد و در نتیجه به برگشت روح در کالبد جدید انسانی و یا حیوانی و حقیقت قطعی آن علاقه مند و معتقد نشوند و بار دیگر مانند اولین دوران آتش پرستی باید پزشکی از افسانه ها خداوندی جدید و پیامبری جدید برای نیازمندانی جدید تدارک ببینند ٣- باید ضد طبیعت ، که روح انسان به شکل میکروب در بدن بیمار بوجود می آید را با دارو معالجه نمایند و باید هر چه که کشف و حمله آتش برای انسان تهیه کرده است در طبیعت و به طبیعت برگردد. اگر امروز  تعداد زیادی روح اسیر شده در کالبدی را ، که نامش میکروب  و یا هر موجود ضد طبیعت است نابود نمایید درنوعی جا به جایی ، در کالبدی و یا بخشی دیگر در طبیعت ضد طبیعت را وارد کرده اید به این علت در تکامل انسان علم پزشکی و نیازمندی هیچ انسانی و حیوانی به همدیگر و حتی از نوع ضعیف شدن به دلیل بیماری مفهومی ندارد و مرگ در تکامل درخواستی اتش یعنی شروعی دوباره  در کالبدی جدید می باشد و حتی نیازی به توقف همه انسانها و حیوانات برای پرستاری و صدها موجود اسیر شدن و توقف ندارد مرگ و تولد از ترس به لذت و تشخیص در نو و جدید شدن در کالبدی دیگر تبدیل می شود. البته همه این موارد زمانی قابل انجام می باشد که آتش در کل کره زمین خاموش باشد چون در این حالت روحی از شکل طبیعی به کالبد ضد طبیعت وارد نمیشود و مرگ نوعی زیبایی از یک جفت گیری جدید و تولدی جدید می باشد و بیماری که قرار است با طبیعت درمان نشود حتی با بیماریهایی که مواد شیمیایی می تواند هر نوع تاثیری روی آن بگذارد باید انسان دوری نماید چون جسم انسان را هم آلوده می کند و اتش را حتی اگر به انسان و یا حیوان طول عمر میدهد از چرخه و گردش طبیعت دور باید نمود و به این تکآمل باید رسید که هر نوع آتش حتی در شکل شفا و درمانی یک کلاهبرداری تاریخی توسط آتش قدرت فقط به منظور روشنایی اندیشه ‌و رسیدن به تکامل بوده است. حیوان وانسان به دلیل فهم موضوع ، با نخوردن غذا و ضعیف شدن بیشتر و جدایی خود از شادی و لذت گروه دوستانش جسم خود را به خاک و درختی در گوشه ای از طبیعت تحویل می دهند چون بلافاصله خود را در نو و جدید شدن می دانند چون آتشی در اطرافش نمی بیند که ترس و دلهره از مرگ را در او پدید بیاورد چون این مرگ و کالبد موجود خود را هیچوقت نوعی برتربین حیوان شدن دوباره یا انسان شدن دوباره نمی شناسند چون همه حیوانات و انسانها در تکامل برابر و همه یکسان می باشند.  پزشکی در تایید آتش قدرت   از اولین عواملی بود که ترس در شکلی دیگر از زندگی را برای انسان آتش پرست بوجود آورد که کاملا درست بود چون اسارت روح در آتش پرستی و اعمال انسان آغاز شده بود و حمله آتش شناخت ترس از پایان زندگی را بوجود آورد اما در تکامل کودک و انسان این ترس به نوعی شادی با دلیل جدید و نو شدن تعقییر خواهد کرد. ریاضیات در بخش احتمالات در شکلی در ساده‌ترین حالت علمی اثبات می‌کند که تکرارها و تجزیه ها در تمام موارد در طبیعت وجود دارد و انسان نمی تواند نمونه قابل مشاهده آن را در زندگی ببیند و نمونه روز و شب و خوردن و خوابیدن و هزاران بار اعمالی را در شکل طبیعی انجام دادن همه و همه در صد در صد در طبیعت گردش از دایره را در یک بی انتها نشان می دهد و اثبات قطعی در تکرار در تولد و مرگ ها و تبدیل شدن ها را به ما نشان می دهد تجزیه و نابود نشدن هیچ چیز و فقط تغییر شکل دادن تمام عوامل طبیعی باز در دگرگونی موجودات به یکدیگر را مانند تجزیه درختی  و حیوانی در خاک و تبدیل شدن همه هر آنچه از آن وجود دارد به گیاهان کوچکتر و بزرگتر و متفاوت باز هم در شکل علمی و حتی در شکل نوعی عدالت در تبدیل شدن قورباغه ای به یک انسان و یا مورچه ای به یک فیل و یا زن و مردی به یکدیگر را نشان می دهد و قطعیت در شکل علمی و در نوعی انصاف و برابری و عدالت را اثبات عقلی می کند یعنی موجود کوچک و یا ضعیف هم بتواند بزرگی و قدرتمندی و توانمندی موجودی دیگری را بشناسد و عواملی را که به او می گذرد را شناسایی کند و لذت او را در کالبدی دیگر را حس نماید اگر غیر از این حالت به هر نوع پدیده دیگری تفکر کنید شاهد بی عدالتی و یا نوعی بی قانونی و ناهماهنگی و حتی دیوانگی را در آفرینندگان خواهید دید و به دایره و گردش تمام هر آنچه در طبیعت هم مشاهده می شود تردید نمایید.