صفحه ۴

با توجه و دقت عمیق به مطالبی که بیشتر کلی مطرح شده و جزییات به اندیشه انسان برای تصمیم گیری سپرده شده است معتقد به دستورات اتش قدرت خواهید شد. شما اعتقاد به کاهش جمعیت و تکامل کودک در تربیتی جدید را یا با هماهنگی عقل و علم و یا منافع خودتان و یا بی ضرر بودن آنها و یا ترس از کالبد جدیدی در کنترل آتش در تولد های دیگرتان و یا به دلیل فهم و میزان کامل شدن اندیشه به دلیل شناخت بهشت واقعی و دست ساز تلاش انسان خواهید پذیرفت. حاضر نخواهید بود که چند سال را فدای میلیونها سال نمایید و گسترش دهنده این اعتقاد خواهید شد. این نیروی متفاوت نزدیک به آن چه میباشد که شما به نام شیطان می شناسید ولی به دلایلی که در کتاب هم آمده شیطان نیست چون بدخواه انسان نیست . فقط به آتش شعله ور که با اصطکاک و قطب مثبت و منفی و گرما و روشنایی و تولید و در کل ایجاد آتش مصنوعی را در تسلط انسان قرار داده است مفهومه عقلانی و تاریخی و علمی می یابد و توسط روشن کردن اندیشه انسان ، گذشته و آینده را در گستردگی تفکر انسانی  و با برخورد عقاید و اندیشیدن به گستردگی علم ، از درون آتش و گرمای مصنوعی در ارتباطات انسانی قرار گرفته است . شکلی از فریب و علاقه و اعتیاد در تنبلی و رفاه را در کنترل انسان قرار می دهد انسان در آگاهی به خطرات آن  و متفاوت بودن آن با طبیعتش آن رفاه مصنوعی را می پذیرد. این نوع آتش در کنترل انسان هیچ ارتباطی با عوامل گرما و روشنایی طبیعی مانند خورشید و مواد آتشفشان ندارد. در این کتاب اثبات می شود که خالق سه قدرت ، آب و خاک و اتش و یا آنچه که انسان نام آن را خدا گذاشته است  منظومه هایی مشابه منظومه شمسی ما را مانند درختی از تاریکیها در کهکشان می کارد و از درون تاریکی‌ها پدیدار میکند و با نظمی در دایره‌ هایی در گردش و در کنترل متولد کننده گان کره زمین یعنی آب و خاک قرار می دهد و آب فرشته و خاک قدرت متولد کننده گان اولیه در هر سیاره هستند و کال و ناپخته رها کننده آن سیاره هستند و اتش قدرت با آتشهای مصنوعی و روشن کردن اندیشه انسان ، عامل پخته شدن و تلاش برای جلوگیری از سوخته شدن لامپ روشنایی اندیشه می باشد. او این زمان آمده است که از سوختن و بیهوده هدر شدن این لامپ که با زجرهایی در گذشته و امروز و آینده پیوند خورده است جلو گیری نماید آتش قدرت رها شده مانند انسان است . او متولدکننده گان کره زمین را زوج و نامشان را با کلمات انسانی آب فرشته و خاک قدرت گذاشته است. او عاشق خالقش و دشمن آب و خاک است . تمام هر چه در کره زمین می‌باشد را توسط آب و خاک شکل داده شده و متولد شده می‌داند. خالقش را خالق آب و خاک هم می‌داند. آفرینش ابتدایی و انفجار اولیه را توسط قدرتی متفاوت که خالق (آب و خاک و آتش)می باشد تایید میکند . او پدر و مادر تاثیر گذار در بعد از خالقش  را ، آب فرشته و خاک قدرت و همانند زوجی می داند که می آیند و هر بار روی شاخه ای نزدیکتر به خورشید  که سیاره ای را متناسب می بینند نوعی جفت گیری و متولد شدن ، در حد ابرتولد و یا تولدمهربانی و دوست داشتن نامنظم بنیاد میکنند و تا حدی نگهداری و درنوعی بی نظمی و مهربانی و دوستی بین حیوانات همه چیز را رها می کنند و بعد برای همیشه از تمام منظومه هایی  مشابه آنچه که انسان در اختیار دارد خارج می شوند و بعد از خروج آنها اتش قدرت به آزمایشگاهش که برای رسیدن به تکامل یا رسیدن به تعادل و یا تبدیل دوست داشتن به عاشقی و فداکاری در حد توانایی گروهی از نوعی از حیوان می باشد  وارد میشود و میلیاردها سال قبل کره زمین یکی از این شاخه ها بوده است و آتش قدرت شاخه های قدیمی و نابود شده توسط خودش را تا نپتون و پلوتن یعنی سیاره هایی بسیار دورتر و روحمان را در حرکت از آنها تا امروز می داند و حتی سیاره مشتری را یکی از انتقال دهنده گان گرمای خورشید در روزگاری به سیاره های دورتر  در کنار سیارات دیگر بوده است تایید می کند و شاخه های بعدی و احتمالی برای زندگی و نابودی را در صورت انجام ندادن دستوراتش توسط تمام انسانهای کره زمین به خورشید نزدیکتر یعنی ونوس و مرکوری در کوچکتر شدن خورشید می داند. او خودش و آب و خاک را محدود و مانند انسان دارای مقداری توانمندی می داند و فقط توانایی اش را در کنترل شعله های آتش و در تسلط به کودکانش که شعله های کوچک و بزرگ مصنوعی هستند می‌شناسد و معمولاً کودکانش را در خدمت انسان برای زنده شدن در شکل گرما و مرگ در شکل خاموش شدن و به دمای محیط درآمدن و در نوع مصنوعی و با اصطکاک و شعله ها و قوی و ضعیف و روشن کردن و رها کردن و سرکش و غیر قابل کنترل و دیوانه شدن و یا دیوانه گانی آنها را با هم درگیر کردن می داند و همچنین تمام هر آنچه که انسان و حیوان نیاز دارند را شامل کودکان خودش هم می‌داند و مرز بین تاریکی اندیشه و روشنایی اندیشه انسان را ورود و اعتیاد انسانی به اتش وابسته شده می داند اما تمام شکل و نیاز و خواسته های اتشهایش را متفاوت از انسان از نظر نوع مصرف می شناسد و همانطور که کاملاً با آب و خاک متفاوت است از نظر نوع نیاز برای زنده بودن هم متفاوت می داند و هیچ نوع در فطرت و ذات انسانی شناختی نسبت به زنده بودن آتش توسط آب و خاک به انسان داده نشده است چون آنها را بی علاقه به توجه حیوانات به آتش می داند. آتش عاشق زندگی در مغز انسان و برای روشن کردن اندیشه انسان می باشد. تمام زشتیها و زیبایی هایی که تمام کره زمین تا به امروز گذرانده است به دلیل همین امروز و آمدنش و همین کتاب و دستوراتش می داند. اونتیجه اندیشه روشن انسان را می داند ، اگر انسان بتواند دلیل بودنش و آمدن و رفتنش در این سیاره آبی و خاکی را بشناسد. هزاران جریان بزرگ و کوچک ، که اندیشه انسان را هدف اتش قدرت کرده است و به انرژی در روشنایی بخشی از مغز انسان  کمک میکند و بسیاری مواقع که محققان و دانشمندان از مغزشان در جهت گسترش آتش و علم استفاده بیشتر از حرکت جسمی می کنند ، مقدار انرژی بیشتر ، حتی اگر اعمال فعالیت بدنی باشد ، برای روشنایی گسترده تر و تلاش فکری بیشتر، به بخش اندیشیدن مغز نیازمند بیشتر سوخت غذایی می داند. او انسان را در شکل عملی و از طریق آنچه که انجام می دهد وابسته و معتاد و عاشق آتش و بچه هایش می داند. او بخش بسیار گسترده ای را ، که از خورشیدها و سیاره های مختلف می باشد در کنترل سه قدرت یعنی آب و خاک و خودش یعنی آتش قدرت با تقسیم سه نوع متفاوت از نیروهای مختلف به میزان هر نیرو ٣٣٪‏ از قدرت خالقشان می‌داند. او خالقش را دارای ۱۰۰ درصد قدرت می شناسند به شکلی که تا خالقش اجازه ندهد هیچ منظومه شمسی و مکانی برای آنها و آفرینش های آنها بوجود نخواهد آمد. او منظومه شمسی را مانند درختی ترسیم می کند که باید از تاریکی‌های درون زمین خارج شود تا پرند ه های روی آن آشیانه ای بسازند. آتش قدرت مایل به تشخیص میزان اندیشه انسان به تصمیم و انتخاب در حد محدوده اندیشه روشنی می باشد که آتش یعنی کودکانش نیروی آن را با بودنشان در مغز انسان می دهند و آن را روشن کرده اند و دلیل هزاران سوال بی جواب انسان را تاکنون اندیشه روشن ، که فقط با زشتی ها در برخورد با زیباییهای در نابود کردن طبیعت و تداخل در کلامها و مذاهب  و کشتارها و مرزها و خودخواهی ها می توانست از لذت در لحظه به آینده و گذشته وسعت لذت بخش پیدا کند می داند. او به دنبال ایجاد آل را پایدار در شکل عاشقی انسان به کره زمین می‌باشد. او انسان را معتاد و عاشق و وابسته به آتش از دوران عصر حجر تا به امروز و متفاوت از حیوان فقط در بخش اندیشیدن می داند. او تایید می‌کند که امروز ۲۱ درصد در شکل متوسطه اندیشه روشن را از ٣٣٪‏ تمام نیرویی که می تواند اندیشه را ذوب و نابود کند من اتش قدرت به انسان داده ام یعنی لامپی به قدرت ۲۱ روشنایی در مغز انسان به شکل متوسط در میزان جمعیت انسانی امروز کار گذاشته ام که روشنایی آن را کودکانم به انسان در اندیشه اش می دهند. او اکنون را زمان آن می دانم که کره زمین را در شکلی نظم یافته با تمام نورهای روشن اندیشه انسانها گسترده و بدون نیاز به شعله های آتش ، انسان تشخیص دهد این کتاب بر مبنای منافع هیچ کشور و مذهب و فرهنگی نمی باشد وکلام هیچ کشور خاصی را در زمان تکامل آینده کودک نخواهد داشت به زبان‌های مختلف ترجمه می‌شود و اما بعدها پیروان اصلی آن کودکانی خواهند بود که امروز به دنیا نیامده اند و درتربیت نوع تکلم دیگری که ارتباط مغزی بین انسان با انسان و حیوان با انسان میباشد قرار خواهند داشت تمام عالمان مذهبی و سیاستمداران به دلیل این که تا حد زیادی شیطان را می شناسند پیرو و گسترش دهنده خواسته‌های آتش قدرت و این کتاب خواهند شد.