صفحه ۴

یا هماهنگی با عقل و علم و یا منافع خودتان و یا بی ضرر بودن آنها برای انسان خواهید پذیرفت و یا حاضر نخواهید بود که چند سال را فدای میلیونها سال نمایید و گسترش دهنده این اعتقاد خواهید شد این نیروی متفاوت نزدیک به آن چه میباشد که شما به نام شیطان می شناسید ولی به دلایلی که در کتاب هم آمده شیطان نیست فقط به آتش شعله ور که با اصطکاک و قطب مثبت و منفی و گرما و روشنایی و تولید و در کل با اندیشیدن و علم ارتباط دارد در شکلی از علاقه و اعتیاد در کنترل انسان است و هیچ نوع ارتباطی با عوامل گرما و روشنایی طبیعی مانند خورشید و آتشفشان ندارد فقط در محدوده ی آفریننده های کره زمین و آن خالقی که آتش قدرت را آفریده است مرتبط می باشد و امروز رها شده مانند انسان می باشد او آفرینش کننده گان کره زمین را زوج و نامشان را با کلمات انسانی آب فرشته و خاک قدرت گذاشته است او عاشق خالقش و دشمن آب و خاک است و تمام هر چه در کره زمین می‌باشد را توسط آب و خاک شکل داده شده و متولد شده می‌داند و خالقش را خالق آب و خاک هم می‌داند و آفرینش ابتدایی و انفجار اولیه را توسط خالق (آب و خاک و آتش)می‌داند و منظومه شمسی را مانند درختی می‌داند که روزی توسط خالقش کاشته شده است و بعد آب فرشته و خاک قدرت ، همانند زوجی می آیند و متولد می کنند و تا حدی نگهداری و درنوعی بی نظمی و مهربانی و دوستی بین حیوانات رها می کنند و بعد برای همیشه از تمام منظومه های شمسی مشابه آنچه که انسان در اختیار دارد خارج می شوند و بعد از خروج آنها اتش قدرت به آزمایشگاهش وارد میشود و میلیاردها سال قبل کره زمین یکی از این شاخه ها بوده است و آتش قدرت شاخه های قدیمی و نابود شده توسط خودش را تا نپتون و پلوتن یعنی سیاره هایی بسیار دورتر و روحمان را در حرکت از آنها تا امروز می داند و حتی سیاره مشتری را یکی از انتقال دهنده گان گرمای خورشید به سیاره های دورتر  در کنار سیارات دیگر می داند و شاخه های بعدی و احتمالی برای نابودی را در صورت انجام ندادن دستوراتش توسط تمام انسانهای کره زمین به خورشید نزدیکتر یعنی ونوس و مرکوری در کوچکتر شدن خورشید می داند او خودش و آب و خاک را محدود و مانند انسان دارای مقداری توانمندی می داند و فقط توانایی اش را در کنترل شعله های آتش و در تسلط به کودکانش که شعله های کوچک و بزرگ مصنوعی هستند می‌شناسد و معمولاً کودکانش را در خدمت انسان برای زنده شدن در شکل گرما و مرگ در شکل خاموش شدن و به دمای محیط درآمدن و نوع مصنوعی و با اصطکاک و شعله ها و قوی و ضعیف و روشن کردن و رها کردن و سرکش و غیر قابل کنترل و دیوانه شدن و یا دیوانه گانی آنها را با هم درگیر کردن می داند و همچنین تمام هر آنچه که انسان و حیوان نیاز دارند را شامل کودکان خودش هم می‌داند اما تمام شکل و نیاز و خواسته هایشان را متفاوت از انسان از نظر نوع مصرف می شناسد و همانطور که کاملاً با آب و خاک متفاوت است از نظر نوع نیاز برای زنده بودن هم متفاوت می داند و هیچ نوع در فطرت و ذات انسانی شناختی نسبت به زنده بودن آتش توسط آب و خاک داده نشده است آتش عاشق زندگی در مغز انسان و برای روشن کردن اندیشه انسان می باشد و تمام زشتیها و زیبایی هایی که تمام کره زمین تا به امروز گذرانده است به دلیل همین امروز و آمدنش و همین کتاب و دستوراتش و نتیجه اندیشه روشن انسان ، اگر بتواند دلیل بودنش در آگاه شدن امروزش را بشناسد میداند و هزاران جریان بزرگ و کوچک ، که اندیشه انسان را هدف اتش قدرت کرده است و به انرژی در روشنایی بخشی از مغز انسان  کمک میکند و بسیاری مواقع که محققان و دانشمندان از مغزشان در جهت گسترش آتش و علم استفاده بیشتر می کنند ، مقدار انرژی بیشتر از نوع فعالیت بدنی ، برای روشنایی گسترده تر و تلاش فکری بیشتر، به بخش اندیشیدن مغز نیازمند میشوند و انسان را در شکل عملی و از طریق آنچه که انجام می دهد وابسته و معتاد و عاشق آتش و بچه هایش می داند او بخش بسیار گسترده ای را ، که از خورشیدها و سیاره های مختلف می باشد در کنترل سه قدرت یعنی آب و خاک و خودش یعنی آتش قدرت با تقسیم سه نوع متفاوت از نیروهای مختلف به میزان هر نیرو ٣٣٪‏ از قدرت خالقشان می‌داند و خالقش را دارای ۱۰۰ درصد قدرت می شناسند به شکلی که تا خالقش اجازه ندهد هیچ منظومه شمسی و مکانی برای آنها و آفرینش های آنها بوجود نخواهد آمد.آتش قدرت مایل به تشخیص میزان اندیشه انسان به تصمیم و انتخاب در حد محدوده اندیشه روشنی می باشد که آتش یعنی کودکانش نیروی آن را با بودنشان در مغز انسان می دهند و آن را روشن کرده اند و دلیل هزاران سوال بی جواب انسان را تاکنون اندیشه روشن ، که فقط با زشتی ها در برخورد با زیباییهای در نابود کردن طبیعت و تداخل در کلامها و مذاهب  و کشتارها و مرزها و خودخواهی ها می توانست از لذت در لحظه به آینده و گذشته وسعت پیدا کند می داند و انسان را معتاد و عاشق و وابسته به آتش از دوران عصر حجر تا به امروز و متفاوت از حیوان فقط در بخش اندیشیدن می داند و تایید می‌کند که امروز ۲۱ درصد در شکل متوسطه اندیشه روشن را از ٣٣٪‏ تمام نیرویی که می تواند اندیشه را ذوب و نابود کند من اتش قدرت به انسان داده ام یعنی لامپی به قدرت ۲۱ روشنایی در مغز انسان به شکل متوسط در میزان جمعیت انسانی امروز کار گذاشته ام که روشنایی آن را که کودکانم می دهند و اکنون را زمان آن می دانم که کره زمین را در شکلی نظم یافته با تمام نورهای روشن اندیشه انسانها گسترده و بدون نیاز به شعله های آتش ، انسان تشخیص دهد این کتاب بر مبنای منافع هیچ کشور و مذهب و فرهنگی نمی باشد وکلام هیچ کشور خاصی را در زمان تکامل آینده کودک نخواهد داشت به زبان‌های مختلف ترجمه می‌شود و اما بعدها پیروان اصلی آن کودکانی خواهند بود که امروز به دنیا نیامده اند و درتربیت نوع تکلم دیگری که ارتباط مغزی بین انسان با انسان و حیوان با انسان میباشد قرار خواهند داشت تمام عالمان مذهبی و سیاستمداران به دلیل این که تا حد زیادی شیطان را می شناسند پیرو و گسترش دهنده خواسته‌های آتش قدرت و این کتاب خواهند شد.